نوشته های خودم
الهی به امید تو ....

می خوام حرف دلمو بزنم..!!!
در جنگلی ساکت و آرام بودم هوا خیلی خنک بود
یک آبشار کوچک نیز به دل جنگل سرازیر می شد
گویا جنگل و آبشار را به هم دوخته بو دند
صدای پرندگان نیز همانند یک ساز پر آواز دلم را نرم می کرد
آه این چه صدائیست ..!!؟؟ چه آشناست..!!!
بله من این صدا را می شناسم
همان صدائیست که من در خیالم آن را می دواندم
که می گفت همیشه سعی کن که خودت باشی
خداوند با صابرین است
سرم را چرخاندم تا ببینم که چه کسی این سخن زیبا را بیان کرده
است
دیدم این صدا همان صدای آبشار است
پس به یاد داشته باش که من همیشه در خیالم
در جنگلی با آبشاری زیبا هستم
اگر به سراغ من آمدی دیدی که نیستم یک نظر به آنجا بکن
منتظر صدای پای تو هستم ای رفیق...
توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره حالا که نوبت ماس آسمون
جائی نداره...!!!؟؟؟؟