تبليغاتX
ای تنهای من تو هم تنهای تنهایم گذاشتی...

ای تنهای من تو هم تنهای تنهایم گذاشتی...

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده...

 

 

 

 

 

 

حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند :

 

آیا می پنداری که خداوند متعال ، روزی را بالاتر و بهتر از غدیر آفریده است ؟

والله این چنین نیست........والله این چنین نیست !

 

 

حضرت امام رضا به نقل از حضرت امام صادق ( علیهما السلام ) فرمودند :

 

عید غدیر در آسمان ها ، مشهورتر از زمین است .

 

 

 


عمریست که دم به دم علی می گويم

 

در حال نشاط و غم علی می گويم

 

يک عمر علی گفتم و انشاءلله

 

تا آخر عمر هم علی می گويم

 

عيد تون مبارک باشه !

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 14:36  توسط تنهام نذار  | 

تنها منو که یادت میاد...

 

آسمون دل من ابی نیست -----------------

دل من از عاشقی خالی نیست بی کس و تنهام ولی -----------

 تنهاییم عالمیست تنهایی رنجیست عجیب -----------

اما دلم مایوس نیست فردا از این دنیا میرم -----------

اما کسی پیشم نیست مرده که تنها نمیشه -----------

مردن دوای تنهاییست -----------


 

 دوست ندارم به كسي بخندم كه دلم بهش نمي خنده ...

 دوست ندارم محبت كسي رو قبول كنم كه محبتش به دلم نمي شينه ...

چرا ما آدما وقتي از كسي خوشمون نمي ياد تا جايي كه دوست داريم

 سر به تنش نباشه با اين حال اداي دوستي در مياريم ؟؟؟

شايد م يادمون ميره كه محبت از نگاه آدما پيداست نه از زبون !!!

 


خدايا به بي حالا ،حال بده .

 به بي عقلا ، عقل بده.

 به بي کارا، کار بده .

 به بي پولا ،پول بده .

به بي ايمانا ،ايمان بده.

 به بي نورا ، نور بده

 

 

 

من ميگم بهم نگاه كن

تو ميگي كه جون فدا كن من ميگم چشات قشنگه

تو ميگي دنيا دو رنگه

من ميگم چه قدر تو ماهي

تو ميگي اول راهي

من ميگم بمون هميشه

تو ميگي ببين نميشه

من مي گم خيلي غريبم

تو ميگي نده فريبم

من ميگم خوابت رو ديدم

تو ميگي ديگه بريدم

من مي گم هدف وصاله

تو واي ميگي محاله

من ميگم يه عمره سوختم

تو ميگي قلبم رو دوختم

من ميگم چشمات و وا كن

تو ميگي من و رها كن

من ميگم خيلي ديوونم

تو ميگي آره مي دونم

من ميگم دلم شكسته ست

تو ميگي خوب ميشه خسته ست

من ميگم بشين كنارم تو ميگي دوستت ندارم

من ميگم بهم نظر كن

تو ولي ميگي سفر كن

من ميگم واسم دعا كن

تو ميگي نذر رضا كن

من ميگم قلبم رو نشكن

تو ميگي من مي شكنم من ؟

من ميگم واست مي ميرم

تو ميگي نمي پذيرم

من ميگم شدم فراموش؟

تو ميگي نه ، رفتم از هوش

من ميگم كه رفتم از ياد ؟

تو ميگي نه مرده فرهاد

من ميگم باز شدي حيروون ؟

تو ميگي بيچاره مجنون

من ميگم ازم بريدي ؟

تو مي پرسي نا اميدي ؟

من ميگم واسم عزيزي

تو ميگي زبون ميريزي؟

من ميگم تو خيلي نازي

تو ميگي غرق نيازي

من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم كردم تعجب
تو ميگي ديگه بگو خب

من ميگم تنهايي سخته

تو ميگي اين دست بخته

من ميگم دل تو رفته

تو ميگي هفت روزه هفته من ميگم راه تو دوره

تو ميگي چاره عبوره
 

من ميگم مي خوام بشم گم

تو ميگي حرفاي مردم ؟
 

من ميگم نگذري ساده ؟

تو ميگي آدم زياده

من ميگم دل به تو بستن ؟

تو ميگي اينقده هستن

من ميگم تنهام ميذاري ؟
 

تو ميگي طاقت نداري ؟

من ميگم خدا به همرات

تو ميگي چه تلخه حرفات

من ميگم اهل بهشتي

تو ميگي چه سرنوشتي

من ميگم تو بي گناهي

تو ميگي چه اشتباهي

من ميگم كه غرق دردم

تو ميگي مي خوام بگردم

من ميگم چيزي مي خواستي ؟

تو ميگي تشنمه راستي

من ميگم از غم آبه

تو ميگي دلم كبابه

من مي گم برو كنارش

تو ميگي رفت پيش يارش

من ميگم با تو چيكار كرد ؟

تو ميگي كشت و فرار كرد

من ميگم چيزي گذاشته ؟

تو ميگي دو خط نوشته

من ميگم بختش سياهه

تو ميگي اون بي گناهه

من ميگم رفته كه حالا
 

تو مي گي مونده خيالا

من ميگم مي آد يه روزي

تو ميگي داري مي سوزي

من ميگم رنگت چه زرده

تو مي پرسي بر ميگرده ؟

من ميگم بياد الهي

تو ميگي كه خيلي ماهي من ميگم ماهت سفر كرد

تو ميگي تو رو خبر كرد ؟

من ميگم هر كي با ماهش

تو ميگي بار گناهش؟

من ميگم تو بي وفايي

تو ميگي بريم يه جايي

من ميگم دلم اسيره

تو ميگي نه خيلي ديره

من ميگم خدا بزرگه

تو ميگي زندگي گرگه

من ميگم عاشق پرنده ست

تو ميگي معشوق برنده ست
 

من ميگم به روزها شك كن

تو ميگي بهم كمك كن

من ميگم خدانگهدار

تو ميگي تا چي بخواد يار

من ميگم كه تا قيامت

برو زيبا به سلامت

پشت تو آب نمي ريزم

كه نروندت عزيزم
 

مريم حيدر زاده

 


 

گذشت لحظه هاي با تو بودن
و در پاييز عشقمان
تامي از دوست داشتن باقي نماند
چقدر زودگذر بود قصه من و تو
و در آنروز که دست بي رحم تقدير
درو کرد گندمزار دلهايمان را
و تهي شد همه جا از عطر گل عشق
و در کوچ پرنده هاي غمگين
در آن کوير آرزو
شاعري دل شکسته و تنها
مي نوشت شعري به ياد با هم بودن ها
شعري براي خشکيدن گلهاي عشق در مزرعه دوست داشتنها
قطره اشکي به ياد همه خاطره ها

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 14:13  توسط تنهام نذار  | 

سلام  بچه ها  امید  وارم که همگی خوش باشید

 

بچه ها می خوام  یه  چیزی بگم

 

تو این دنیا یه آقا پسری هست که وبلاگ ایشون جفت وبلاگ منه

منی که خودم این شعراروو  سرودوم  چطور می شه که کسی دیگه هم اینا رو گفته باشه

 

حالا جالب اینجاس که من  بهش گفتم که چرا بی اجازه این  کارو کردی

 

می دونین بر گشته به من چی گفته؟؟؟؟؟؟؟

 

بی خیال من به حساب این می زارم که نظرای اون آقا  رو ندیدم وو نادیده می گیرم

 

ولی  اگه اجازه می گرفت مطمئنن  نا راحت نمی شدم

 

ولی الان چی اومده ادعا می کنه که..............

واقعا که

عجب آدمای پیدا می شن

ولی بچه ها از یه لحاظم خوشحالم میدوونین  واسه چی؟

 

پیش خودم فکر می کنم که  ببین که شعرام چه خوب بوده که مطلبامو

به اصطلاح  کپی پست  کردن

 

ولی بی خی   ملالی  نیست

 

منتظر نظرات تون  هستم که  من  باید چی کار وکینم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

یکی از نوشته های خودم...

 

 

 

 

 

فر شته ای برفی....

 

سلام به همه کسانی که  زمستان را ميتوانند درک کنند ولی

     نميگذارند

زمستان هم با ان همه سردی هايش از راه رسيد و  برايم سوغاتی

از برف و بارن آورد

 

کاش انسا نها هم مثل اين فصلها بودن و ميتوا نستند هدايای از

وجود خود تقديم کندنند

 

ولی دريغاا که هيچ کسی نميتوند اين کار را انجام دهد مگر....

امروز سومین روز  زمستان است


و فقط 3 روز است که فرشته برفی به ديدار ما آمده است

او تا آخره فصل برايه ما همه کارها انجام ميدهد


ولی باز هم ما انسانها کاری از دستمان بر نميآيد

 

و بيايد که ديگر مثله زمستان ساله پيش  با فرشتها بد برخورد نکنيم

 

آنها را کناره خود احساس کنيم

 

همه انسانها برايه خود يک فرشته زمستانی دارند
 


ولی  ميگويند که فرشتها هييچ وقت مثله ما انسانها  بی وفا نيست

 

 

 


پس چرا فرشته زمستانه من فقط چند صباحی با من می ماند

 

به خاطره ما از  سرما ميميردو آخر هم ذوب ميشود

 

ولی خداوند همه بندگان خود را دوس ميدارد


و نمي گذرد که  بنده اش تنها بماند

 

و  بعد از  فرشته زمستان فرشته بهار را به ما هديه ميدهد

 

ولی نميدانم که چرا اين فرشتها نسبت به  انسانها فرق قائل

ميشوند

و به سرايه کسی که به او احتياج دارد سر نمي زنند و يا  خيلی کم

 سر ميزنند


طوری که نيازه  انسان را  بر طرف نميکنند

 

ولی برايه کسی که به او احتياجی ندارد....

 

انقدر  کناره او   ميمانند  تا اين که هم فرشته و هم اوو از بين ميروند

 

نميدانم که چه حکمتی در کار است


ولی فقط ميدانم

 

که  خداوند اين زمستان ها را افريد تا به ما بفهماند که ما تنها

نيستيم


ولی من  نميدانم


با اين که فرشته ای در کنارم است


باز هم احساسه تنهای ميکنم


در حالی که فرشته من با فرشته شما از  زمين و آسمان فرق ميکند

 

پس بيايد با فرشتها مهربانتر رفتار کنيم


تا آنها نيز  ما را ترک نکنند

 

به اميد ان رزی که دلتان مثل فرشته برفی ما سفيد

ولی مثله اوو سرد نباشد.....

 

فرشته برفيه من   هميشه با من بمان و


عشقت را نسبت به من کم نکن

 

فرشتها  خواهند آمد

منتظر باش

 

 

 

 

 

 

 

کریسمس مبارک

 

 

 

 

 

 

کسي رو انتخاب کن که انقدر دلش گنده باشه که براي اينکه تو

دلش جا بشي مجبور نشي خودت رو کوچک کني .

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 13:59  توسط تنهام نذار  |