آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده...
و بیشتر از آنکه باور کنی قلبم را شکسته اند
اما تو نه خیانت کردی و نه قلبم را شکستی
تو جگرم را آتش زدی
زبانم می گوید : به امید روزیکه روزگارت سیاه تر از پر کلاغ
تیره تر از غروب و غمگین تر از دم جدایی باشد
اما دلم می گوید: به امید روزیکه آشیانت بالاتر از آشیان عقاب
چشم انداز نگاهت زیباتر از بهشت بر لبانت لبخند و صد هزار پری کنیزت باشد
.. حتی بمونی عاشقت نمی شم![]()
فایده نداره اشک و گریه زاری![]()
نه خودتو می خوام نه یادگاریت
سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خستم
یادت نمی یاد اون همه قول و قرارئی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه
قول و قرار من نشستم
نشکن دلمو به خدا آهم می گیره دامنتوعاقبت یه روز
نگو بی خبری
نگو نمی دونی دلم پراز یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری
نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار
این دل عاشق شب و روز
دیوونه نکن دلمو آهم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری
نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار
این دل عاشق شب و روز
خدای من هیچ کس به خاطر من هیچ کاری نکرد
حتی اونی که می گفت براش عزیزم به خاطر من هیچ کاری نکرد
هیچ قلبی واقعا به خاطر من نتپید...
چرا هیچ وقت یادی از یادم بیرون نرفت؟
خدای من فقط توئی که برام هیچ نیستی و همه چیز منی
چه شیرین بود دوران کودکی و بی خیالی
چه خوب بود ندانستن معنی کلمات
هیچ وقت معنی اونا رو درک نکرده بودم و چه آرامشی داشتم
معنی دونستن این کلمات از یه کوه هم سنگین تره
خدایا کمکم کن دیگه به این چیزا فکر نکنم.....
نگاه محبت آمیز زن و مرد نسبت به هم عبادت است....
داستان لیلی و مجنون که حتما شنیدید؟ میدونم که بیشتر از من هم می دونین ولی می خوام یه چیزی بگم که شاید براتون جالب با شه پس خوب بخونینش:
میگن مجنون یه بار از طرف یکی از دوستان لیلی بهش پیشنهاد می ده
لیلی این بارم رد می کنه
وقتی به مجنون جوابو می گن میره شادی می کنه
ازش می پرسن چی شده؟؟؟؟
اون که بهت جواب منفی داده
مجنون می گه:همین یه لحظه ای که به من فکر کرده برای من یه دنیاس......!!!
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی برخورد
نگاهی به کسی نکنم دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است ولی دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست
یادم باشد که باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد که این یادم باشد ها را فراموش نکنم...
تنهایم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم تنهائی من عالمی نیست
حوای من بر من مگیر خود ستائی را که بی شک تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
همواره چون من نه" فقط یک لحظه خوب من بیا ندیش
لبریز از گفتنم ولی در هیچ سو یت محرمی نیست
شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگر چه اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست....
هر چی می خوام برات بگم قصه دلواپسیه
هر چی نثرت بکنم یه آسمون بی کسیه
به غریبی قسم نمی دانم چه بگویم جز اینکه خو شحالم
باز در جمع حال و روزی نگفتنی دارم هم نمی دانم از چه می خندم هم نمی دانم از چه می نالم
گاهی تو را در کنار خود احساس می کنم
اما چه قدر دلخوشی خاکها کم است
آیا هنوز امدنت را بها کم است؟؟؟؟؟
با تو هستم ای غر یبه آشنایم می شوی آشنای گریه های بی ریایم می شوی
من تمام درد باران را خودم فهمیده ام مثل باران آشنای بی صدایم می شوی
این نکته را باید باور داشته باشید که زندگی مشترک مثل یک معادله ریاضی است که طرفین آن باید برابر با شند یعنی این که هیچ کس به تنهائی نمی تواند به خوشبختی برسد به همین جهت زوجین باید همراه و همدل با شند و با هم حرکت کنند تا به خواسته هایشان برسند
خداوندا می خواهم از دردها و غصه ها برایت بگویم محبوب من ! می خواهم برایت بگویم: هنگامی که اشک می ریزم کسی دستش را بر گونه های ترم نمی کشد آری دوستانم و همه مرا تنها گذاشتند
لیکن در تو شادم زیرا محبتت با من است و عشق من به تو
همگی مرا مجبور کردند
می خواهند تو را تکفیر کنم و عشقت را منکر شوم
به تو پناه می آورم ای خداوند
آیا مجنون را توانائی جدائی از معشوق است؟
و چه عشقی مقدس تر از عشق من به تو؟ تو به من؟....
مرد مستی در حال رانندگی به دره ای پرتاب شد ولی در حین سقوط دستش به شاخه ای گیر کرد از خدا طلب کمک کرد که در این حال فرشته ای آمد و گفت و که چه می خواهی او گفت که کمک. فرشته گفت که به او اعتماد داری و او گفت: بله و فرشته گفت که شاخه را رها کن
وقتی شادی آرام بخند تا غم بیدار نشه وقتی غمگینی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه
اگه یکم فکر کنی زندگی ارزش زنده بودن نداره اگه یکم بیشتر فکرکنی میبینی زندگی ارزش مردنن نداره اما اگه خیلی فکرکنی می بینی مردن زنده بودن ارزش فکر کردن نداره یادت باشه چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده و بزرگترین آرزوی فرداته پس همیشه سعی کن قدر چیزی رو که امروز داری خوب بدونی
تو هم مثل من نمي توني دووم بياري نرو تو هم مثل من تو غصه کم مياري نرو نرو... تو هم ميپوسي مي ميري بي من نرو تو هم طاعون غم مي گيري اي من نرو نرو... تو که مي دوني من بي تو, تو بي من يعني حسرت تو که مي دوني بي جواب مي مونه عشق و عادت تو که ميدوني کم ميشم تو که مي دوني کم ميشي تو که ميدوني هم آغوش غم ميشي نرو.
هیچ وقت از دوستی انصراف ندید حتی اگه کسی به شما دروغ گفت بازم بهش فرصت بدید عشق رو تجربه کن حتی اگر شکست خوردید این رو بدون که اگه کسی وارد زندگی شد و گذاشت و رفت اول بار اینکه خاطره به جا میزاره ومی تونه یه تجربه هم با جا بگذاره
یا حق
حال و حوصله خودم رو هم ندارم نمی دانم چرا این گونه شدم احساس خستگی می کنم بدنم رو درد فرا گرفته احساس خستگی و تنهایی عجیبی دارم خیلی دلم گرفته. لعنت به این زندگی برای این زنده هستم که نمی دانم بعد از مرگ چه خبره.
می دانم چه می کنم برای چه زندگی می کنم نمی دانم برای کی زندگی می کنم . برای او نه او که دل من رو شکست پس برای که برای او نه نه نه . می خواهم که دیگر به او فکر نکنم آیا می شود من او را دوست دارم نمی دانم نمی دانم خدایا من رو بکش تا ....
از خودم بدم میاد از زندگی از دروغ ها از فریب ها از نیرنگ ها....
خدایا تو رو به خداوندیت قسمت می دم که من و او را به هم برسان من عاشق نیستم ولی او را دوست دارم خدایا خدایا نمی دانم چه به کنم می گن اگه بیام در خونت کسی رو بی جواب بر نمیگردونی من رو هم بی جواب بر نمی گردان من هم حالا اومدم دم در خونت .
من او را دوست دارم و حاضرم به خاطر او هر کاری بکنم .
حالم بد نیست ولی خیلی خوابم میاد ولی قبل از خواب چند خط بنویسم اونم اینه که چرا بعضی ها برای گفتن حرف هایشان به مشکل بر می خورند و نمی توانند حرف هایشان رو به هم دیگر بگن و وقتی هم که می خوان بگن روشون نمیشه پس این همه عاشق چگونه به هم دیگه براحتی می گوییند دوستت دارم ولی من نمیتوتن بگم.